بادۀ جرعه جرعه‌ام، گریۀ دجله دجله شد

بی رُخ دوست ساقیا، می مده این قدَر مرا

شعر وصال دلکش و مطرب بزم خوش نوا

دلبر اگر به بَر بُوَد نیست غم دگر مرا

(وصال شیرازی)

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۸/۱۰/۰۵ساعت 16:36  توسط مجیدطاهری  |